اههه 2


فریادهای اهههه دختر خوشگل همسایه از خانه به گوش میرسید. پسر همسایه از شهوت نتوانست خودداری کند و به سمت خانه او رفت. منظره دختری که در در اوج لذت بود او را دیوانه کرد. بی معطلی در باز شد و دختر با نگاه شهوانی به او نگاه کرد. آتشین با یک اشاره او را به داخل کشاند. نفس ها بالا گرفت و اندامها در هم تنیده شدند. نفس های سنگین اتاق را لرزاند. دختر در دستهای پسر غرق در شهوت بود. اوج لذت هر لحظه بر شدت رابطه افزوده میشد. پسر با حس مالکیت بر او چیره شده بود. سلطه جویی نفس ها به جنون آمیز شد. او در میان تخت از کاملا رها شده بود. از خود بی خود ساعت ها در با هم غرق در عشق و شهوت بودند. معشوقین از این لحظات سیراب نشدند. محبت صبح کم کم از کوچه به داخل خلوتگاه سرک کشید. آرامش بر فضا حاکم شد. روزی نو

No comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You might like