صبح یک روز سرد دختر محجبه ای از خواب بیدار شد

با افکاری شهوانی

او همیشه از جنسیت پنهان خود آگاه بود

او به دنبال راهی برای آزاد کردن خود بود

یک روز او مربی خود را در خیابان دید

و لحظه ای تردید نکرد

او تجربه ای نو را آغاز کرد

مخفیانه

لذت میبرد

و هوس او را فرا گرفت

هیچ چیز نمیتوانست هوس او را کنترل کند

پشت درهای بسته او آزاد بود

صبح ها در حمام

با همکارش

همیشه راهی پیدا میکرد

او دیگر آن زن محجبه نبود

و از شهوت خود لذت میبرد

حتی پورن استار آمریکایی هم با او همکاری کرد

و داف جیگر محجبه او شد

حالا او رها و هوس باز بود
No comments